بسیاری از آسیب‎های جامعه شناخته نمی‎شود

بسیاری از آسیب‎های جامعه شناخته نمی‎شود

26 خرداد 1396 17:29

کورش محمدی
رئیس انجمن آسیب‎شناسی اجتماعی
اسیدپا‌شی در ایران به یک رفتار واکنشی تبدیل شده است که امروز بنا به سلسله عوامل و دلایلی تشدید می‎شود. بخشی از آن مربوط به الگوهای جامعه است، الگوها شامل رفتارهایی است که انجام و در ادامه مسیر تقویت می‎شوند. 
بخش دیگر مربوط به این است که قانون در این مورد اقدامات کافی را انجام نمی‎دهد، حتی در خیلی از موارد اسیدپاش‎ها شناسایی نمی‎شوند و همین امر این کار را تقویت می‎کند. برخورد قانونی با اسیدپاش «قصاص» است. این در حالی است که بخش کمی‌از قربانیان حاضر به قصاص هستند( مانند بخشش آمنه) و همین بخشش هم اسیدپاشی را تقویت می‎کند، در این صورت است که الگوی اسیدپاشی در جامعه موفق می‎شود. 
عامل گسترش‎دهنده دیگر، سازوکارهای موجود در جامعه است، جامعه دارد اسیدپاشی را می‎پذیرد و این پذیرش خودش یک عامل کمک‎کننده است، مثلا انجمنی تحت عنوان انجمن حمایت از قربانیان اسیدپاشی در حال شکل‎گیری است که اگرچه به قربانیان اسیدپاشی از جنبه‎های گوناگون کمک می‎کند اما، در نوع خودش می‎تواند تقویت کننده اسیدپاشی باشد. ما می‎توانستیم به جای این انجمن یک انجمن آگاه‎سازی جامعه برای کاهش اسیدپاشی داشته باشیم. 
 جامعه ما هیچ فرایند آموزشی در این خصوص ندارد، از یک اسیدپاشی تا یک اسیدپاشی دیگر یک خلاء آگاه‎سازی در جامعه ایجاد می‎شود. ما منتظر اتفاقیم تا آن را پررنگ کنیم، نیروهای قضائی و انتظامی‌ورود پیدا کنند اما برای از بین بردن نگرش موجود تاکنون تلاشی نکرده‎ایم. 
خلاء قانون هم عامل تقویت‌کننده دیگر است، قانون قربانی را با متهم درگیر می‎کند، در حالی که علیه اسید پاشی باید مدعی‎العموم اعلام جرم کند، آن‌طور که تاکنون دیده‎ایم قربانی معمولا به دلایل مختلف رضایت می‎دهد. قانون نباید به این رضایت اکتفا کند و باید از جانب خودش با اسیدپاش برخورد کند. به نظر می‎رسد قانون نسبت به نگرش موجود در جامعه در مورد اسیدپاشی ناراضی نیست بنابراین اقدامی‌برای از بین بردن آن نمی‎کند. 
اگر چه آمار اسیدپاشی در ایران به لحاظ کمی‌زیاد نیست اما، التهابش بسیار بیشتر از فضایی است که اعتیاد، طلاق و حتی قتل ایجاد می‎کند. جو روانی و احساس ناامنی که ایجاد می‎شود خود عاملی برای گسترش اسیدپاشی است. بسیاری از مشکلات و آسیب‎های جامعه شناخته نمی‎شود، این مشکلات در جایی سر باز می‎کنند و منجر به واکنش‎های این چنینی می‎شوند. به طور کلی اسیدپاشی در جامعه ما با توجه به الگوهای جامعه و سرمشق‎های موجود نه تنها از بین نمی‎رود بلکه در حال افزایش است. 
به نظر می‎رسد برای کاهش اسیدپاشی در جامعه بیشتر از هرچیزی نیاز به نوعی ارتقای فرهنگ است، فرهنگی که بتواند خشم را از شکست‎های عشقی و عاطفی، دعواهای خانوادگی و قبیله‎ای و. . . دور کند. تنها در این صورت می‎توان انتظار داشت آسیب‎های اجتماعی که اسیدپاشی هم جزء یکی از آنهاست کم شود. 
در کنار افغانستان و بنگلادش، ایران هم جزء کشورهایی است که اسیدپاشی در آن زیاد انجام می‎شود، بیش از 90درصد قربانیان اسیدپاشی زنان هستند و قصه اکثرشان عاشقانه‎ است، 10درصد دیگر نیز به علت دعواها و انتقام‎های شخصی و خانوادگی و قبیله‎ای انجام می‎شود. 
در اسیدپاشی اخیر اگرچه کسی آسیب جدی ندیده است اما فارغ از جزئیات این خبر باید ریشه‎یابی کرد که چرا اسیدپاشی اتفاق می‎افتد؟
آمار اسیدپاشی در ایران خصوصا در سال‎های اخیر بسیار زیاد شده است، از روایت معروف «آمنه بهرامی» گرفته تا داستان ناتمام اسیدپاشی‎های اصفهان و هزار ماجرای دیگر که نگفته باقی مانده‎اند. حالا هم که در میان بهت مردم از خبر حمله تروریستی به مجلس شورای اسلامی‌و مرقد امام خمینی، انتشار خبر اسیدپاشی اخیر در پارک فداییان اسلام مردم را شگفت‎زده‎تر کرد. اگرچه این اسیدپاشی آسیبی جدی به کسی وارد نکرده اما این سوال بسیار مهم را مطرح کرده است که چرا اسیدپاشی در ایران به این میزان زیاد شده است؟ آیا به خاطر عدم وجود قانونی مناسب و یا عدم اجرای درست قانون است؟ آیا به علت عدم رسیدگی مناسب به پرونده‎های اسیدپاشی از جمله پرونده اسیدپاشی‎های اصفهان مردم این جرم را به عنوان یک جنایت هولناک جدی نگرفته‎اند؟ 
تکرار حوادث مربوط به اسیدپاشی این را می‎رساند که یک خلاء قانونی در اجرا یا در قانون‌گذاری وجود دارد که تاکنون اجازه نداده این جرم آن‌طور که باید ریشه‌کن شود. 
 

shareاشتراک گذاری

نظرات شما