نهادهای زیادی متولی آسیب‎های اجتماعی هستند

نهادهای زیادی متولی آسیب‎های اجتماعی هستند

24 خرداد 1396 17:45

به گزارش روزان، سمیه محمودی، نماینده مجلس ، اگرچه در تقویم جهانی امروز، روز «مبارزه با کار کودکان» نامیده شده است اما اکثر این کودکان از این مناسبت خبر ندارند و اگر هم خبر داشته باشند نمی‎‎دانند وجود چنین روزی در تقویم چه کمکی می‎تواند به وضع زندگی آنها بکند. 
آمارهای رسمی‌از وجود دو میلیون و آمارهای غیررسمی‌از وجود هفت میلیون کودک کارایرانی و مهاجر در ایران خبر می‎دهند. این آمار نگران‎کننده نشان می‎دهد که ایران هیچ پیشرفت چشمگیری در بهبود وضعیت کودکان کار نداشته است. 
 میانگین سنی کودکان کار در ایران 12سال است که 41درصد از این کودکان بی‎سواد هستند و 37درصد نیز ترک تحصیل کرده‎اند. شغل بسیاری از این کودکان که معمولا در محله‎های جنوب تهران یا در اطراف تهران در شهریار و ورامین و اسلامشهر زندگی و در نقاط شمالی تهران کار می‎کنند. تفکیک زباله است و نکته تاسف‎آورتر این است که بیش از 50درصد کودکان زباله‎گرد در مراکز جمع‎آوری زباله زندگی می‎کنند و در معرض حمله بیماری‎هایی همچون تیفوس، حصبه، سالک، هپاتیت، ایدز و. . . قرار دارند. 
در ایران تاکنون کار زیادی برای جمعیت عظیم کودکان کار انجام نشده است. نهادهای قانونی به علل مختلف نتوانسته‎اند آنطور که باید به مشکلات این کودکان توجه و رسیدگی کنند، برخی از این نهادها حتی رفتارهای بازدارنده را در خصوص این کودکان به کارگرفته‎اند. مثلا شهرداری در برخوردهای ضربتی‎اش با دست‎فروش‎ها با این کودکان نیز که شغل بخش بزرگی از آنها دست‌فروشی است برخورد می‎کند. سازمان‎های مردم نهاد نیز اگر چه در این سال‎ها تعدادشان بیشتر شده اما خلأها و موانع قانونی و عرفی باعث می‎شود روند پیشرفت‎شان در حمایت از کودکان کار بسیار کند باشد. 
عدم وجود قانون مناسب در خصوص حمایت از کودکان در کشورمان کار را برای حمایت از آنها سخت کرده است اگرچه هشت سال پیش طرحی با عنوان لایحه «حمایت از حقوق کودکان» به مجلس شورای اسلامی‌فرستاده شده اما پس از بررسی‎های لازم تصویب نشده و تاکنون پس از گذشت هشت سال مسکوت مانده است. اگر چنین طرحی که اکثر فعالان حقوق کودک آن را مفید می‎دانند تصویب می‎شد قانون می‎توانست حمایت بزرگی از این کودکان و از سازمان‎های مردم نهادی که از این کودکان حمایت می‎کنند؛ انجام دهد. 
سوال اصلی اینجاست که چرا این لایحه در این هشت سال و حتی پس از تغییر دولت و مجلس لای پرونده‎های مجلس مسکوت باقی مانده و تاکنون تصویب نشده است؟
این را که چرا این لایحه تاکنون مسکوت مانده است نمی‎دانم اما در جامعه امروز ضرورت آوردن چنین قانونی را بیش از پیش می‎بینم. سوال اصلی اینجاست که چرا چنین قانونی آمده و مسکوت مانده است؟ دولت باید روی این لایحه مانور می‎داد تا دوباره به صحن علنی مجلس بیاید. 
با توجه به واقعیت‎های جامعه کنونی لایحه‎ای برای حمایت از کودکان کار نیاز است. پیگیری‎ چنین لایحه‎ای به این نیاز دارد که دولت فشارهای خود را در این خصوص از سرگیرد. هر چیزی وقتی قانونی باشد بهتر تاثیر می‎گذارد. مجلس محل قانون‎گذاری است و می‎تواند اصلاحاتی روی این لایحه انجام دهد یا مثلا در بحث بودجه می‎تواند کمک کند. 
 یکی دیگر از مشکلات این است که در آسیب‎های اجتماعی نهادهای زیادی متولی هستند، قوانینی هم که وجود دارد این امکان را ایجاد کرده است که کسی آنچنان که باید خود را جوابگو نداند، اگر چه تعداد نهادهای متولی زیاد است اما اینها با هم تعاملی ندارند اگر یک یا دو نهاد، نهاد مرجع باشند نتایج بهتری کسب خواهد شد. 
 البته آسیب‎های اجتماعی در برنامه ششم مورد بررسی قرار گرفته و در این برنامه به موارد خوبی هم اشاره شده است که اگر به اجرای همان‎ها اکتفا شود کافی است و بسیاری از آسیب‎ها جبران می‎شود. برای رسیدن به قوانین کارآمد در این زمینه دولت باید پافشاری کند و مجلس باید کمک کند. 
مشکلات اجتماعی اگر می‎خواهند حل شوند باید به مردم  سپرده شود. اصلا کار اصلی باید بر عهده سازمان‎های مردم نهاد باشد و دولت می‎تواند به این سازمان‎ها کمک کند. این سازمان‎ها می‎توانند بازوی توانمندی برای دولت باشند و دولت موظف است به این سازمان‎ها پر و بال داده دهد. 
 

کلمات کلیدی
shareاشتراک گذاری

نظرات شما