تا ابد نمی‌توان به افراد، یارانه پرداخت کرد

بررسی وعده‌های اقتصادی کاندیداها در گفتگو با آلبرت بغزیان

تا ابد نمی‌توان به افراد، یارانه پرداخت کرد

25 اردیبهشت 1396 3:17

کمتر از یک هفته تا انتخابات ریاست‌جمهوری باقی مانده است. این روزها وعده‌های اقتصادی کاندیداها بیش از گذشته مورد انتقاد کارشناسان اقتصادی قرار گرفته است. وعده‌هایی که بی‌تردید با انگیزه سیاسی مطرح می‌شود و تنها به دنبال جلب رای است. بسیاری از اساتید علم اقتصاد معتقدند که اجرایی کردن شعارهایی چون پرداخت یارانه 250 هزار تومانی، ایجاد 5 میلیون شغل و یا افزایش 25 درصد رشد اقتصادی کشور الزاماتی می‌طلبد که باتوجه به پتانسیل‌های موجود امکان عملیاتی شدن آنها بعید به نظر می‌رسد. از طرف دیگر طرح این مباحث به نوعی از عدم آگاهی طراحان را از علم اقتصاد نشان می‌دهد. آلبرت بغزیان از جمله کارشناسانی است که وعده‌های اقتصادی کاندیداها را ضعیف می‌داند و در عین حال از مشکلات اقتصادی کشور سخن می‌گوید. گفتگو با این استاد اقتصاد دانشگاه تهران را در ادامه می‌خوانید.

چند روز بیشتر تا برگزاری انتخابات نمانده و طی هفته‌های گذشته وعده‌های مختلفی از سوی کاندیداها مطرح می‌شود. وعده‌های اقتصادی مطرح شده از سوی کاندیداهای ریاست‌جمهوری را تا چه اندازه قابل اجرا می‌دانید؟
تعداد اهداف اقتصادی که کاندیداها اعلام کرده‌اند، انگشت شمار است. در قسمت اقتصادی ایجاد شغل، افزایش رشد اقتصادی و بحث یارانه سه موضوعی است که مطرح شده و مسائل دیگر بیشتر انتقاد از دولت مستقر بوده است. در واقع گویا این سه موضوع اهداف اقتصادی کاندیداهاست. این در حالی است که آقای دکتر روحانی هدف اقتصادی را اعلام نکرده‌اند. ایشان بر ادامه روند موجود و برنامه‌های خود تاکید دارد. از میان دیگر کاندیداها هم فقط دو کاندیدا عدد گفته‌اند و غیر از آن هم بحث اقتصادی نداشته‌اند.
از نظر شما برنامه‌های اقتصادی کاندیداها ضعیف است؟
قطعا، البته زیاد هم نباید انتظار داشت که در یک فصل برنامه گفته شود. باید دید اهدافی که مطرح می‌کنند چقدر منطقی و قابل اجرا است و اینکه چگونه می‌خواهند آن را انجام دهند. به فرض یک کاندیدا بگوید من رشد اقتصادی را به 5 درصد می‌رسانم اما برای همین هم برنامه نداشته باشد، چطور می‌تواند ادعا کند که ما می‌خواهیم سالی 5 درصد یا 10درصد رشد ایجاد کنیم. به نظر من ایجاد یک میلیون شغل اگرچه خیلی غیرواقعی است، اما شرایطی را می‌طلبد. مثل ایجاد فضای امن که غیر از آقای روحانی هیچ‌کدام از کاندیداها درباره فضای امن اقتصادی صحبت نکردند و دیدگاه‌های خود را نگفتند. این‌هایی که می‌گویند برجام اثر نداشته و ما باید خیلی قاطع برخورد می‌کردیم، یعنی باید سرمایه‌گذاری خارجی را فراموش کنیم که در این صورت سرمایه‌گذار داخلی هم محتاط می‌شود. بنده معتقدم می‌شود یک میلیون شغل ایجاد کرد اما با چند پیش‌نیاز. یکی اینکه آیا می‌توانیم جلوی واردات بی‌رویه و قاچاق را بگیریم تا محصولات داخلی ما بتواند بازار داشته باشد؟ اگر نتوانیم چنین بازاری ایجاد نمی‌شود. اگر توانستیم می‌شود یک میلیون شغل ایجاد کرد. از طرفی آیا ما می‌توانیم به بدهکاران بزرگ معوقات بانکی فشار بیاوریم و بدهی‌ها را از آنها بگیریم؟ اگر بتوانیم این کار را بکنیم، قطعا دست بانک‌ها برای وام دادن بازمی‌شود و سرمایه‌گذار داخلی اگر بگوید کمبود نقدینگی دارد، این کمبود برطرف می‌شود. یا اینکه می‌توانیم سرمایه‌داری تجاری خود را به سمت سرمایه‌داری تولیدی ببریم، یعنی سرمایه‌گذار به سمت تولید برود تا اینکه بخواهد با زد و بند و واسطه‌گری امرار معاش کند. با این کار؛ می‌توان تولید داخلی را به فروش رساند و در نتیجه این فروش و سرمایه‌گذاری، می‌توان شغل ایجاد کرد. به نظر من کاندیداها باید نصف اعدادی را که درباره اشتغال وعده داده‌اند مطرح می‌کردند. شرایطی برای انجام این وعده‌ها لازم است که این شرایط الان ایجاد شده است اما باید دید این شرایط ادامه‌دار خواهد بود، وقتی از برجام ایراد می‌گیریم یعنی اینکه سرمایه‌گذار خارجی را بخواهیم جذب کنیم و تکنولوژی بیاوریم، کالای باکیفیت تولید کنیم و ساخت داخل را تقویت کنیم تا بتوانیم با کالاهای کم‌کیفیت چینی مقابله کنیم، منتفی است.
درباره افزایش آمار بیکاری چقدر دولت آقای روحانی را مقصر می‌دانید؟
این آمار بازمی‌گردد به اینکه یک‌سری به‌خاطر تعطیلی کارخانه‌ها بیکار شده‌اند. این موضوع راه حل دارد و آن این است که ببینیم مثلا کارخانه ارج چرا این‌گونه شد. آیا فضای رقابتی خود را شناخته است؟ و آیا از عالمان مدیریت استفاده کرده است؟ وقتی پاسخ به این سئوالات منفی است، باید اراده حل این مشکلات باشد. از سوی دیگر باید در نظر داشت که فارغ التحصیلان دانشگاه‌ها یا سربازانی که از خدمت ترخیص شده‌اند به جمعیت بیکاران اضافه شده‌اند. این مقصر دولت نیست. هرم جمعیتی به گونه‌ای است که در این برهه بر تعداد بیکاران افزوده شده، لذا باید با ظرفیت‌های موجود، فرصت شغلی ایجاد کنیم. من معتقدم بیکاری می‌توانسته با روند قبلی بدتر شود. ضمن اینکه الان به دلیل شرایط جمعیتی بیکاری به این صورت افزایش یافته است. باید دید آمار بیکاران به چه صورت جمع‌آوری و ثبت می‌شود. در مناظرات، آقای روحانی درباره کارشکنی‌ها حرف‌های جدیدی زده که قبلا این‌گونه نبوده؛ لذا باید دید از حالا به بعد می‌توان جلوی این کارشکنی‌ها را گرفت. اگر فردی رئیس‌جمهور شود که جسارت مقابله با این مسائل را داشته باشد، می‌توان خیلی از مشکلات را حل کرد. به هرحال اشتغال در نتیجه تعامل چند حوزه مختلف حاصل می‌شود و در این میان نقش بانک‌ها به‌عنوان عامل کلیدی در کاهش قیمت تمام شده محصولات و در نتیجه ایجاد انگیزه در تولیدکننده و جذب نیروی کار محسوب می‌شوند. در واقع اشتغال جزئی از اجزای یک هرم اقتصادی را تشکیل می‌دهد که تقاضا و تولید جزء دیگر آن محسوب می‌شوند. مادامی‌که برای یک کالا در کشور تقاضا وجود داشته باشد، انگیزه تولید و به تبع آن سرمایه‌گذاری وجود خواهد داشت. طبیعتا پس از سرمایه‌گذاری، شغل ایجاد شده و نیروی زیادی جذب بازار کار می‌شوند. بنابراین هر سیاستی که به تحریک تقاضا و تحریک تولید بینجامد، اشتغال‌زایی را نیز به همراه خواهد داشت. سیاست‌های پولی و بانکی نیز از آنجایی که در اتمام پروژه‌های نیمه‌تمام، کاهش هزینه‌های تولید، تامین مالی و رفع دغدغه مالی بنگاه‌ها اثرگذارند، بر رفع بیکاری اثر مثبتی دارند.
درباره وضعیت رکود و رشد اقتصادی که از مسائل امروز کشور است، چه راهکاری ارائه می‌دهید؟
رشد اقتصادی به تولید بازمی‌گردد. اگر تولید داخلی افزایش پیدا نکند ما رشد اقتصادی نخواهیم داشت. رشد اقتصادی از چند بخش تامین می‌شود؛ پول، خدمات، بازرگانی و صنعت و معدن. الان تقریبا صنعت و معدن با بازرگانی ما یکی شده، اما آیا دولت می‌تواند به همه این بخش‌ها رسیدگی کند؟ جذب توریست اهمیت ویژه‌ای دارد؛ اینکه ما چقدر موفق شده‌ایم توریست جذب کنیم. در بحث کشاورزی می‌بینیم کشاورز از یک طرف از نداشتن پول برای فعالیت خود گلایه دارد و از طرفی تولید خود را نمی‌تواند به کارخانه‌ها ببرد از طرفی محصولات کشاورزی وارد شده است. در ساختار واردات، یک‌سری محصولات کشاورزی باغی وارد می‌شود که مستقیم در سبد مصرف‌کننده قرار می‌گیرد. بنابراین ما هیچ کاری روی این محصولات انجام نمی‌دهیم که بگوییم ارزش افزوده‌ای هم داشته باشند. این وارادات موجب می‌شود ما محصولات خودمان را با قیمت خیلی پایین‌تر عرضه کنیم که ممکن است کشاورزان برنامه کشت یا کاربری زمینشان را تغییر دهند و به شهرها مهاجرت کنند. اگر بخواهیم اقدامی‌انجام دهیم، حتما باید به دنبال ساماندهی وضعیت واردات در بخش کشاورزی برویم. البته می‌بینیم در بخش توزیع هم مشکل داریم. معمولا قیمت محصولاتی که در مراکز توزیع خریداری می‌شود، بالاتر از قیمتی است که محصول از محل کشت خریداری می‌شود. دلال‌ها یا افرادی که سردخانه دارند با انبار کردن محصولات موجب این افزایش قیمت می‌شوند. ضمن اینکه واردات همزمان با برداشت محصول موجب عدم فروش محصولات داخلی و برهم زدن ساختار کشت و کاربری زمین‌های کشاورزی می‌شود. این مسائل در کاهش رشد اقتصادی تاثیر می‌گذارد، پس وقتی می‌خواهیم از تولید داخلی حمایت کنیم، بیشتر باید به وضعیت کشاورزان که نسبت به بخش صنعت آسیب پذیرترند، رسیدگی کنیم. باتوجه به اینکه ایران همواره بازار مصرفی خوبی برای کالاها و تولیدات خارجی بوده؛ اما باید تلاش شود که گشایش درهای اقتصادی کشور موجب واردات بی‌رویه کالاهای خارجی نشود و از این فرصت برای بهبود صادرات بهره‌گیری شود، ضمن اینکه شرکت‌های خارجی آماده همکاری با ایران باید در زمینه سرمایه‌گذاری و انتقال فناوری‌های نوین نیز همکاری کنند. با افزایش سرمایه‌گذاری و حضور شرکت‌های خارجی و به تبع آن افزایش کیفیت تولیدات و محصولات ساخت داخل، دولت باید برنامه مدونی برای استفاده از فرصت ایجاد شده داشته باشد. به هر حال در بحث کشاورزی، صنعت و معدن می‌توانیم رشد داشته باشیم؛ به شرط آنکه گروه‌ها برای بهبود وضعیت با دولت همکاری کنند که مناظره‌ها نشان داد این همکاری نیست.
باید تولید مورد توجه جدی و حمایت قرار گیرد، ضمن اینکه با هماهنگی شورای رقابت باید از افزایش غیرمنطقی قیمت‌ها هم جلوگیری به عمل ‌آید با این تفاسیر می‌توان گفت که امکان مهار تورم در کنار افزایش نرخ رشد اقتصادی وجود دارد. یعنی در صورتی که تولید با کنترل هزینه‌ها مورد حمایت قرار گیرد و البته سدی در مقابل رشد بی‌رویه قیمت‌ها به وجود آید، در کمتر از یک سال خواهیم توانست به رشد اقصادی در کنار تورمی ‌قابل قبول و مهار شده دست یابیم. برای اینکه رشد اقتصادی منجر به پیشرفت و خروج اقتصاد از رکود شود سرمایه‌گذاری سرمایه‌گذاران خارجی و داخلی در بخش‌های مختلف اقتصادی باید در اولویت قرار گیرد. این سرمایه‌گذاری الزاماتی دارد که باید فراهم شود. در واقع جذب سرمایه‌ خارجی در ایران به دو فاکتور اصلی نیاز دارد؛ امنیت و مجوز. باید شرایط برای این سرمایه‌گذاری امن فراهم کرد؛ نباید فضا به سمت تنش و آشفتگی پیش برود تا ما در این شرایط بتوانیم از فرصت بعد از برجام استفاده کنیم و به اهداف خود نزدیک شویم.
برخی کاندیداها حل مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم را منوط به ادامه سیاست‌های دولت قبل می‌دانند، شما بااین نظر موافقید؟
کارهای هیجانی دولت قبل را نمی‌توان سیاست نامید. البته هدفمندی یارانه‌ها یا بحث تحول نظام بانکی و یا طرح تحول اقتصادی را که در آن زمان مطرح شد شاید بشود برنامه نامید که اینها را دولت‌های دیگر هم می‌توانند بنویسند. هر دولت می‌تواند با زبان و فونت متفاوتی برنامه‌ها را بنویسند؛ اما وفادار بودن به برنامه و همکاری برای اجرای آن مهم است. در صفحه کاغذ هم می‌توانیم یارانه بدهیم، اما برای این کار باید افراد مستحق شناسایی شوند. این کار خیلی راحت است و ممکن است بیشتر افراد یارانه بگیر فعلی ریزش کنند. می‌توانیم به سیستم‌های اطلاعاتی مثل بورس و بانک و. . . وصل شویم و تحقیق کنیم افراد مستحق چه کسانی هستند. وقتی افراد غیرمستحق شناسایی و حذف شوند، ممکن است پنج برابر یارانه فعلی به افراد مستحق پرداخت شود. البته برای این کار باید برنامه داشته باشیم؛ چراکه افراد تا ابد نمی‌توانند یارانه بگیر باشند. اگر این افراد کوچک هستند، بزرگ می‌شوند یا دانشجو باشند، بعد از تحصیلات سرکار بروند؛ بنابراین ممکن است از لیست یارانه بگیران حذف شوند، اما کسی در این زمینه صحبت نمی‌کند. این موضوع در برنامه قبل هم بود اما اجرا نشد.
برخی منتقدان دولت یازدهم می‌گویند که برجام تاثیری در اقتصاد کشور نداشته یا دولت از این فرصت به درستی استفاده نکرده، نظر شما در این رابطه چیست؟
برجام به نوعی اجازه ورود ما به بحث بانکداری را داد. در بانکداری و صادرات نفت محدودیت و ممنوعیت داشتیم. تحریم‌ها موجب شده بود سرمایه‌گذاری خارجی ریسک نکند و وارد ایران نشود. تحریم قطعات هم بود. همه تحریم‌هایی که مربوط به مسائل هسته‌ای بود برداشته شد و اینها سبک شد. به هرحال لغو تحریم‌ها و افزایش مناسبات اقتصادی با سایر کشورها و بازگشت پول‌های بلوکه شده به ایران از نتایج برجام بوده؛ هرچند که برخی بازگشت این پول‌ها را تکذیب می‌کنند و می‌گویند بیایید این پول‌ها را نشان دهید که طرح این مسائل بچگانه است؛ چراکه اثبات این مسئله کار راحتی است. در هر صورت بودن برجام خیلی بهتر از نبودن آن است چراکه همین برداشته شدن ایران هراسی اهمیت زیادی دارد و حتی ما می‌بینیم آمریکا هم با تندروهایی که دارد، نتوانسته ایرادی به برجام بگیرد و موضع‌گیری آنها بیشتر به زیان خودشان تمام می‌شود؛ درحالی که در داخل برجام را به زیان خودمان ترجمه می‌کنیم و برخلاف آنکه طرف مقابل معتقد است برجام به نفع ایران بوده و نباید انجام می‌شده‌، ما می‌گوییم نباید این توافق انجام می‌شد و برجام به نفع آنها تمام شده است. به هرحال الان زمان استفاده از محصول برجام است؛ لذا اگر نتوانیم از مزایایی آن استفاده کنیم یک تهدید می‌شود. وقتی بگوییم توافق را نمی‌خواهیم، زیر سوال می‌رویم درحالی که شاید دیگر فرصت مذاکره نداشته باشیم؛ چراکه طرف مقابل مدعی می‌شود به توافق پایبند نیستیم بنابراین دیگر به توافق با ما اعتماد نخواهد کرد.
رقابتی نبودن اقتصاد ایران هم از جمله مباحث انتقادی است که برخی از کارشناسان به آن اشاره دارند؛ به نظر شما علت این مسئله چیست؟

در بحث رقابت‌پذیری یک‌سری شاخص‌های کلانی است که براساس آن باید ببینیم اقتصاد ایران چقدر رقابت‌پذیر است. در مقایسه با کشورهای دیگر در نشریات بین‌المللی و نشریاتی که به موضوع سرمایه‌گذاری خارجی می‌پردازند، این شاخص‌ها را چاپ می‌کنند که با یک‌سری شاخص‌های ریز در رقابت‌پذیری سنجیده و مقایسه می‌شود. فرض کنید ممکن است یکی از شاخص‌ها صدور مجوزها یا زمان صدور مجوزها و قابل دسترس بودن بازارها در بحث رقابت‌پذیری است، اما رقابت‌پذیری از دید ما برای اینکه اقتصاد ایران بتواند در این زمینه صحبتی داشته باشد، بحث رقابتی بودن کالاهاست. چنانچه کالاهایی که مورد نیاز مشتری است با کیفیت و قیمت مناسب عرضه شود، می‌تواند اقتصاد را رقابتی کند. در بحث صادرات و تولید داخلی رقابت‌پذیری اقتصاد بسیار حائز اهمیت است. متاسفانه تولیدات داخلی به خاطر نداشتن کیفیت مطلوب حتی قدرت رقابت با بازار چین را هم ندارد. در بحث رقابت‌پذیر بودن اقتصاد، کیفیت و قیمت کالا مهم است که در این دو زمینه ما مشکل داریم.

کلمات کلیدی
shareاشتراک گذاری

نظرات شما