خانه دوست

گفتگوی میلاد واصلی با مجید رنجبر و روزبه افتخاری

خانه دوست

12 اردیبهشت 1396 15:0

زمانی نه حتی آنچنان قدیم، کل بازار کتاب در انحصار خیابان انقلاب بود و به اصطلاح اهل کتاب اگر بودی، گذرت به هر حال به کتاب‌فروشی‌های جلوی دانشگاه تهران می‌افتاد. از هر کجای ایران که می‌آمدی، دانشجو بودی یا که کِرم کتاب، فرقی نمی‌کرد مسیر، مستقیم انقلاب بود و بعد هم غَرق شدن در بوی کاغذ و محصور همه‌ آن چاپ تمام‌ها و نایاب‌ بساطی‌ها. راه و مسیر هم همیشه مشخص بود. از کارگر شمالی و پاساژ صفوی یا پاساژ ایران که امروز البته بیشتر مغازه‌هایش به کارهای دیگر مشغول هستند. با آن نایاب‌ها و چاپ تمام‌ها و آن قیمت‌های آنچنانی شروع می‌شد و بعد هم خَتم می‌شد به بساطی‌های روبه‌روی ورودی اصلی دانشگاه و چلوکبابی مجلسی. امروز اما اوضاع تغییر کرده، دیگر نه از چلوکبابی مجلسی خبری هست و نه از آن کتاب‌های اصیل بساطی‌ها سراغ می‌توان گرفت. امروز همه، پُر شده‌اند ردیف‌ ردیف افستِ ایرج میرزا و هدایت و چندتایی آن‌ور آبی. کتاب‌فروشی‌ها هم دیگر آن رونق و شروشور سابق را ندارند. آن چندتا که نه، یکی دوتا کتاب‌فروش‌هایی هم که سرشان به تن‌شان می‌ارزید، دیگر نیستند و آ‌نها هم که مانده‌اند به نام حداقل کتاب‌فروش باقی، کتاب و هر خنزرپنزری فرقی برای‌شان ندارد. برای همین و البته با پدید آمدن نسل جدیدی از کتاب‌خوان‌ها که تمایلات و سلیقه‌های‌شان بسیار هم رنگارنگ است، ما شاهد ظهور کتاب‌فروشی‌هایی جدید در سطح شهر هستیم. کتاب‌فروشی‌هایی که حداقل در ظاهر و گاه در برخی موارد در باطن، با آنچه در انقلاب جریان دارد کلی تفاوت دارد. البته، این تغییر فقط به کتاب‌فروشی‌ها محدود نماند و آن‌طور که انتظار می‌رفت گریبان نشر و ناشر را هم گرفت. با این همه اما هنوز هستند ناشرهایی که طبق همان اصول پیش مسیر را می‌روند. البته لَنگ لَنگ هم. پس می‌توان گفت اوضاع نشر هم همین است. ناشر و نشر، بیشتر به بنگاه و بنگاهی می‌مانند و همه‌شان یا حداقل خوش‌بین باشیم اگر بیشتر‌شان منتظر که چه چاپ می‌شود تا پلک برهم زدنی همان را از روی هم شروع به تکرار بکنند. حالا فقط فرقش این است که نام مترجم تفاوت کرده است و فوقش شاهکار کرده باشند جای چندتایی فعل و فاعل و نقطه و ویرگول جا‌به‌جا می‌شود. دراین میان اما، هستند ناشرانی که با همه‌ نوپایی و آهسته آهسته پیش آمدن، کارشان را بلدند و هنوز که باهاشان حرف می‌زنی، بوی کاغذ مشامت را نوازش می‌کند و انتشارات‌شان تو را دل گرم و هنوز حداقل چراغ خانه‌ دوست روشن است. در ادامه با مجید رنجبر و روزبه افتخاری دوتا از این افراد، درباره‌ نشر فنجان و کتاب‌هایی که تا حالا منتشر کرده‌اند تا حالا و قرار است منتشر کنند در بعد به گفتگو نشستیم.

چه شد که به فکر ایجاد یک نشر افتادید؟
هر دو نفرمان با توجه به سابقه حدودا یک‌دهه‌ای که در بخش‌های مختلف فضای چاپ و نشر و فروش کتاب با بهترین‌های این حوزه داشتیم و با توجه به ایده‌ها و ذوق‌ورزی‌هایی که مدام در سرمان می‌پروراندیم، به رغم تمام نصایح مأیوس‌کننده‌ای که دوستان و همکاران مدام در گوش‌مان می‌خواندند، وارد این فضای فرهنگی‌ـ‌ تجاری شدیم. البته در طول سال‌هایی که در این فضا مشغول کار بودیم، انتقادهایی داشتیم، از رفتارها و ارتباط‌ها و قراردادهای برخی ناشران تا فیزیک و صفحه‌بندی و ویرایش کتاب‌ها، که تا امروز سعی کرده‌ایم در فنجان، دستکم آن انتقادها شامل حال خودمان نشود. اینکه چقدر موفق بوده‌ایم و راه را درست آمده‌ایم، به قضاوت مخاطبان و همکاران است.
فرایند انتخاب آثار، چه ترجمه و چه تألیف، در نشر فنجان چگونه است؟
از آن‌جا که تعدد عناوین در سال برای‌مان اصلا در اولویت نیست و کیفیت محتوایی و نیز کیفیت فیزیکی کتاب‌های‌مان در درجه‌ اول اهمیت است، سعی کرده‌ایم با دقت و وسواس زیاد، و شاید گاه بیش ‌از حد و با مشورت‌های گاه زمان‌بر و پرشمار با اهل فن، پیشنهادهای دوستان و همکاران را بررسی کنیم. البته چون در آغاز راه هستیم، بازار فروش کتاب را هم در تصمیم‌گیری‌های‌مان لحاظ می‌کنیم و حتا در این مورد با برخی کتاب‌فروشی‌ها هم مشورت می‌کنیم. البته نتیجه همه‌ این موارد را که برشمردیم، صرفاً سلیقه و نظر نشر فنجان است و اگر کتابی را ما انتخاب نکنیم «به هیچ عنوان» به معنای کم‌ارزش بودن آن نیست، بلکه صرفاً تصمیم ما زاییده شرایط فعلی و سیاست‌های کاری ما در نشر فنجان است. ولی در کل، بسیار دوست داریم در هر حوزه‌ای که کتابی منتشر می‌کنیم، دستکم بتوانیم یک جای خالی را در آن بخش پُر کنیم.
چه کتاب‌هایی را در نوبت چاپ دارید؟
بعد از استقبال بسیار خوب خوانندگان و اهل فن از انتشار همزمان دو جلد از «مجموعه‌ زمرّد»، یعنی «چرخ بی‌آیین: درباره‌ ابوالقاسم عارف قزوینی» و «باد خزان: درباره‌ غلامحسین درویش»، که به سرگذشت موسیقی‌دانان پیشرو و تاثیرگذار گذشته‌ ایران می‌پردازد و برگزیده شدن کتاب «باد خزان» به عنوان کتاب برتر پژوهشی سال موسیقی از سوی خانه‌ موسیقی و تجدیدچاپ هر دو کتاب در کمتر از یک سال، عزم نویسنده و ما برای ادامه‌ انتشار این پروژه سنگین و درازمدت جزم‌تر شد. پژوهشگرِ قابل و نویسنده کاردان این مجموعه، آقای فرهود صفرزاده، در حال نگارش جلد سوم مجموعه زمرد درباره استاد ابوالحسن صبا هستند که امسال روانه‌ بازار خواهد شد.
از مترجم فاضل، جناب آقای علی بهروزی، چهار کتاب شعر، اغلب دوزبانه، منتشر کرده‌ایم: «مرثیه‌های دوئینو» راینر ماریا ریلکه، «زاغی» تِد هیوز، «هرزآباد» شاهکارِ توماس اِسترنز الیوت و «ترانه‌های عناصر» از پابلو نرودا که برای اولین‌بار به فارسی ترجمه شده و از خاص‌ترین و ناب‌ترین شعرهای نروداست. ترجمه‌ هریک از این آثار ثمره‌ سال‌ها ذوق‌ورزی و اهتمام مترجم است. ترجمه‌های ایشان، در واقع، خود نوعی شعر فارسی‌اند که خواندن‌شان خالی از لطف نیست. ایشان دو کتاب دیگر هم در دست ترجمه دارند که آنها را هم در اولین فرصت منتشر خواهیم کرد: مجموعه‌ای از اشعار امیلی دیکینسن و «غزل‌های اورفه» که مهم‌ترین اثر ریلکه است.
رمانی تاریخی‌ـ‌ هنری و بسیار خواندنی به نام «هفت روز» را با ترجمه‌ استادانه‌ آقای رضا رضایی امسال منتشر خواهیم کرد. لیانید والینسکی، نویسنده‌ روس کتاب، مجموعه‌ای از اطلاعات ارزشمند و دست اول را هم درباره‌ وقایع تاریخی جنگ جهانی دوم و هم پیرامون آثار تراز اول تارخ هنر، در تاروپود رمان خود گنجانده است.
کتابی در توضیح و بررسی تاریخی و مکتبیِ آثار تجسمی مدرن جهان را خانم نرگس انتخابی با دقت و دانش ممتاز خود در این حوزه به فارسی برگردانده‌اند که امسال آن را منتشر خواهیم کرد. این کتاب، جدا از جذابیت‌هایی که می‌تواند برای منتقدان این حوزه داشته باشد، برای علاقه‌مندان آثار هنری مدرن نیز نکات و حرف‌های تازه‌ای برای گفتن دارد.
ترجمه‌ گزیده‌ای از تاریخ شعر اسپانیا، از آغاز تا امروز، را به همراه معرفی شاعران برجسته‌ آنها در دست چاپ داریم که خانم لیلا مینایی، مترجم جوان، بادانش و کوشا، آن را به فارسی ترجمه کرده‌اند. این کتابِ فارسی‌ـ‌ اسپانیایی که شاخص‌ترین اشعار و شاعران اسپانیا از قرن دوازدهم تا امروز را در خود دارد، برای علاقه‌مندان این ادبیات غنیِ کمتر‌شناخته‌شده در ایران، خوراک مفید و جذابی است.
دو کتاب پُرمایه هم درباره‌ ادبیات جهان داریم که یکی، آشنایی با ادبیات مدرن آمریکای لاتین است و دیگری آشنایی با ادبیات فرانسه. هر دو کتاب از مجموعه‌ کتاب‌های آکسفورد انتخاب و ترجمه شده‌اند و به‌زودی منتشر خواهند شد. این دو کتاب هم برای علاقه‌مندان این حوزه و هم برای دانشجویان ادبیات اطلاعات و نقدهای بسیار مفید و تازه‌ای دارد.
حدود 10اثر دیگر هم در مراحل مختلف کار داریم که با دقت و تمرکز پدیدآورندگان و فنجان در حال انجام و پیگیری هستند.
ویرایش و نمونه‌خوانی حلقه‌ گمشده‌ آثار منتشرشده‌ امروزند. شما چه برنامه‌ای در این زمینه دارید؟
امروز معدود ناشرانی هستند که به علت هزینه‌دار بودن یا زمان‌بر بودن یا هر دلیل دیگری، ویرایش درست و حرفه‌ای را در دستور کار خود دارند و به آن معتقدند. اصولاً امروزه به غلط‌گیری و جابه‌جایی چند ویرگول و نقطه می‌گویند ویرایش. البته این اتفاق خوبی است که اخیراً بیشتر ناشران خود را موظف می‌دانند حتا برای اسمِ ویراستار و ویرایش هم که شده، به این فرایند مهم تولید کتاب تن بدهند!
ما در فنجان سعی می‌کنیم اثری را انتخاب نکنیم که به ویرایش سنگین و گسترده نیاز داشته باشد، اما اگر اثری، پس از انتخاب به ویرایش نیاز داشته باشد، حتماً و قطعاً آن را به ویراستار متخصص‌اش، که این روزها بسیار هم کم پیدا می‌شود، خواهیم سپرد و هزینه‌های مالی و زمانی‌اش را هم بر عهده خواهیم گرفت. مثلاً اگر کتابی داریم که از زبان انگلیسی ترجمه شده و درباره‌ ادبیات فرانسه است، تلاش می‌کنیم ویراستاری برگزینیم که جدا از تسلطش بر زبان‌های فارسی و انگلیسی، با ادبیات فرانسه هم به‌خوبی آشنا باشد. گفتنی است تمام آثاری که در فنجان منتشر می‌شود، به لحاظ صوری و ساختاری، حتی‌الامکان با «شیوه‌نامه‌ فنجان» که شیوه‌نامه‌ای مفصل در باب ویرایش و ساختار و پیکربندی کتاب است، هماهنگ و یکدست می‌شود.
نقش پخش‌کنندگان کتاب و کتاب‌فروشان را در وضعیت فعلی بازار کتاب چطور ارزیابی می‌کنید؟
از آنجا که ما آن نگاه منفی ناشران به پخش‌کنندگان کتاب، به عنوان مهم‌ترین حلقه‌ تجاری این صنعت را هیچ‌گاه نداشته‌ایم و نداریم، در این مدت کوتاهی که با چند پخش‌کننده‌ مطرح کار کرده‌ایم، نه ما مشکل خاصی داشته‌ایم نه آنها. البته این حرف به آن معنا نیست که کار آنها بی‌ایراد است یا قواعد و قوانین آنها برای همکاری، به‌خصوص در مورد درصدی که کتاب را از ناشر می‌گیرند یا پخش آن در سراسر کشور، یکسره مطلوب و مقبول است. می‌دانیم که آنها‌ هم چرخه‌های معیوبی در کار تخصصی خود دارند اما اکثرشان، بنا به عادت، با نظام و اصول و ابزارهای سنتیِ کهنه کار می‌کنند. کاش آنها با به‌روز کردن سیستم پخش خود و طراحی شیوه‌ای نو برای معرفی کتاب‌ها به کتاب‌فروشان، ارائه‌ خدمات‌شان را در آینده کارآمدتر و گسترده‌تر کنند.
به عنوان نمونه، نکته‌ای که همیشه ما از آن گله داشتیم، شیوه‌ ارائه‌ کتاب توسط ویزیتور پخشی‌ها به کتاب‌فروشی‌ها و پس از آن، معرفی کتاب توسط کتاب‌فروش به مخاطب در کتاب‌فروشی‌هاست که در اکثر موارد این معرفی به شکل و اندازه‌ درستش انجام نمی‌گیرد و در نهایت کتاب یا در انبار پخشی‌ها یا در قفسه‌های کتاب‌فروشی‌ها خاک می‌خورد. این حلقه در رساندن کتاب به دست مخاطب بسیار تعیین‌کننده است. قطعاً پویاتر و کارآمدتر شدن نظام پخش کتاب به نفع هر چهار ضلع این صنعت، یعنی پدیدآورنده، ناشر، پخش‌کننده/ کتاب‌فروش و نهایتاً مخاطب است.
در آینده قصد دارید وارد چه حوزه‌های دیگری بشوید؟
ما خود را به حوزه‌ خاصی محدود نکرده‌ایم و هر کتابی را که با نظر، سلیقه و سیاست‌های کاری فنجان همخوانی داشته باشد، پس از بررسی‌ها و مشورت‌های لازم منتشر خواهیم کرد. بسیار هم به همکاری با هم‌نسلانِ جوان خود که دانش و دقت کار جدی و اصیل را دارند امیدواریم.
در پایان از شما برای این فرصت که در اختیار ما گذاشتید تشکر می‌کنیم و برای‌تان بهترین‌ها را آرزومندیم.
 

کلمات کلیدی
shareاشتراک گذاری

نظرات شما