آموزش و پرورش اولویت چندم دولت بعدی است؟

گریزی به نامه 9 جامعه شناس، اقتصاددان و صاحب نظر تربیتی به کاندیداهای ریاست جمهوری

آموزش و پرورش اولویت چندم دولت بعدی است؟

12 اردیبهشت 1396 13:37

روزان / نرگس ملک زاده - عضو هیئت مدیره کانون صنفی معلمان استان تهران: در زمان انتخابات که آن را نمایش و تمرین دموکراسی می نامند (بدون توجه به ایهام کلمه نمایش)، هر یک از گزینه های در معرض انتخاب سعی شان بر این است که دست بر روی حساس ترین دغدغه های انتخاب کنندگان بگذارند. کاندیداها می خواهند با ادبیاتی خاص، توجه اقشار مختلف اجتماعی و بخصوص طبقات فرودست و آسیب پذیر را جلب کرده و رای آنها را به سبد خود بریزند. تمرکز بر روی مشکلات اقتصادی با محوریت تخریب دولت های قبلی و ارائه راهکارهایی حتی غیر واقعی در جهت رفع این مشکلات، تلاشهایی است در همین راستا و کسب توجه توده ها.

ما معلمان نیز  هیچگاه تمام قد در کنار هیچ دولتی  نایستادیم  و اگر کم و کاستی بود، بیان کردیم و به این فکر نبودیم که دولت بر سر کار دولت مطلوب و شاید گزینه ای نزدیک به  نگاه سیاسی ما باشد. از همین منظر با تمام این نزدیکی های نگاه سیاسی ما به دولت یازدهم، این دولت نیز از تیررس انتقاد معلمان (فعالان صنفی) خارج نشد و  در طول این چهار سال به نقد نارسایی ها  پرداخته  و آنچه را  که درباره عملکرد وزارت خانه مربوطه بود را به آنها تذکر داده و اگر هم لازم بود، اعتراض کردیم.
یکی از این موارد مورد اعتراض بودجه آموزش و پرورش بود. کافی است به میزان هزینه کرد دولت برای این بخش فقط یک نگاهی گذرا بیندازیم. هدف ریز شدن در بند ها و تبصره ها نیست. فقط مبلغ پیشنهادی و پیش بینی شده دولت  که  45میلیارد تومان بود را با  مبلغ نهایی و مصوب آن در بودجه 96 یعنی 33 هزار میلیارد مقایسه کنید. کمی آن سو تر در زمان ارائه برنامه ششم توسعه، این کاستی ها و بی توجهی ها خودش را بیشتر نشان داد و تنها یک بند از 35 ماده این برنامه به آموزش و پرورش اختصاص یافت. آن هم بندی که در واقع یار و مددرسان آموزش عمومی نبود و نگاهش معطوف به بخش خصوصی و خرید خدمات بود.
درست است که امروز و در سطح این کنش  یعنی انتخابات ما بیشتربه دنبال هویت ملی خود هستیم تا هویت حرفه ای، اما همچنان چشمانمان نظاره گر برنامه هایی است که تامین کننده منافع ما باشد. اگر چه حکایت فقر و فرق را بارها گفته ایم و خواهیم گفت؛ اما دنیای مطالبات صرفا محدود به دردهای استخوان سوز اقتصادیمان نخواهد شد.
به درستی به یاد ندارم که در انتخابات قبل مطالبه های مشترکی را پیگیر بوده ایم و از تمام کاندیداها خواسته ایم که برنامه ها و پیشنهادات خود را برای این مطالبات بیان کنند یا خیر؟ اما چندی پیش نامه ای را چند تن از صاحب نظران تربیتی و اهل فن درمباحث جامعه شناسی و اقتصادی خطاب به نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری منتشر کردند  و در آن نیز این سوال تکراری و بدون پاسخ مطرح شد که  آموزش و پرورش چندمین اولویت دولت است؟ این تکراری ترین و در عین حال اساسی ترین پرسشی است که هنوز پاسخی درست و بدون حاشیه برایش بیان نشده است. گاهی نیاز نیست پاسخ سوالی را مستقیم بدهیم و عملکرد ما می تواند پاسخی رسا تر از گفتار داشته باشد؛ زیرا بارها شنیده ایم به عمل کار بر آید، به سخندانی نیست.
اما این سوال این بار با وصفی تامل برانگیزتر پرسیده شده است:"کودکان و نوجوانان ایرانی غرق در بحران هستند؛ آموزش و پرورش اولویت چندم شما خواهد بود؟" بعد از طرح پنج پرسش کلیدی از کاندیداها خواهان ارائه برنامه های خود در خصوص آموزش و پرورش به عنوان زیر بنای توسعه  شده اند  و از آنها خواسته اند تا با بیان پاسخ به این سوالات زمینه ساز یک انتخاب به همراه آگاهی، برای جامعه فرهنگیان باشند.
در این نامه علاوه بر این سوال اساسی یعنی میزان اولویت آموزش و پرورش در برنامه های نامزدها، با بیان اینکه این سالها آموزش و پرورش مورد بهره برداری سیاسی و ابزاری قرار گرفته خواسته شده که نامزدها، تمهیدات خود را برای غلبه نکردن رویکردهای ضد توسعه و خلاقیت ستیز  در آموزش و پرورش بیان کنند. در قسمتی از این نامه به نیز به درد  همیشگی آموزش و پرورش یعنی مضیقه مالی پرداخته شده و در پی پاسخی برای مشکلات عریض و طویل ترین دستگاه اجرایی کشور شده اند. تامین نیروی انسانی خلاق  یعنی دانشجو معلمانی که معلم هستند؛ اما هنوز نیمکت نشین دانشگاه فرهنگیان هستند. آنها در مرحله بعد در پی زنده نگه داشتن پویایی و شور معلمی در معلمان حاضر در کلاس های درس هستند.
 شاید دو خواسته بعدی این صاحب نظران، کیفی ترین مطالبه از کاندیداها باشد. آنها با نقد به نظام متمرکز و بی انعطاف آموزشی و اربابی موسسات غیر رسمی بر آموزش رسمی کشور، خواهان جمع کردن سفره پر از سود برای مافیان کنکور شده اند. سفره ای که هر چه نان دارد برای موسسات است و هر چه خانواده ها آن را پر می کنند، نفعی برای فرزندانشان ندارد و بهره ای از آموزش زندگی ساز نمی برند.
آخرین سوال نیز به نوعی تکمیل کننده سوال قبل است. تاکید بر دوره پیش دبستانی مطابق با نیازهای این دوره که دوره شکل گیری شخصیت انسان هاست. دوره ای که بنا به گفته کارشناسان باید  اموزش کودک  منطبق بر بازی و فعالیت جسمانی باشد تا بتوان رشد هوشی و اجتماعی کودک را با انظباط بهتری مدیریت کرد. در این بند کودکان پیش دبستانی را شریک رای خود نامیدند که  شاید دود این انتخاب به چشمان آنها  نیز برود. در پایان این نامه مطالبه محورانه خواسته ای مطرح شده است که تمام پنج مورد را منوط به تغییر نگاه به آموزش و پرورش فراتر از یک وزارتخانه می داند و به نوعی مطالبات آموزش و پرورش را در سطح یک مطالبه ملی طرح می کند.
به هرحال موارد این چنینی همواره مطرح شده و پاسخی در خور از سوی فرادستان دریافت نشده است؛ اگر بدنبال پیشرفت و توسعه درکشور هستیم، راهی نیست جز بالندگی اموزش عمومی در کشور. این مهم بدست نمی آید به جز توجه عمیق به دغدغه ها و پرسشهایی که کارشناسان این جامعه طرح می کنند. این دقیقا همان راهی است که سالهاست که کشورهای توسعه یافته و پیشرفته دنبال می کنند؛ چرا که سیاستمدارانشان به درستی دریافته اند که اموزش زیر بنای پیشرفت هرکشوری است.
شاید اگر نامزدهای امروز ریاست جمهوری و به خصوص پیروز نهایی این عرصه، رویکردی  همچون تونی بلر در سال 1977 را انتخاب کنند، ما هم بتوانیم راه درست توسعه را در آموزش طی کنیم. تونی بلر پس از به قدرت رسیدن در آن سال، سیاست آموزشی نوینی را دنبال کرد؛ چرا که خوب می دانست ماندگاری در اقتصاد جهانی، نیازمند نیروی متخصص و توانمند است. وقتی از او پرسیدند اولویت اصلی دولت شما کدام است؟پاسخ تامل برانگیری داد:
آموزش، آموزش و آموزش.
 

کلمات کلیدی
shareاشتراک گذاری

نظرات شما