انتظارات معلمان از دولت دوازدهم

انتظارات معلمان از دولت دوازدهم

9 اردیبهشت 1396 15:37

حمزه علی نصیری آموزگار نابسامانی‌های زیادی در آموزش و پرورش کشور وجود دارد که اغلب ریشه در گذشته دارند؛ نابسامانی‌های تاریخی که عمدتاً معیشت معلمان و کیفیت تربیت فرزندان مان را تحت تاثیر قرار داده‌اند.


 ناگفته نماند که عدم‌وجود عزم و اراده ملی جهت ساماندهی امور و عبور از کنار مسائل خُرد و کلان در طول زمان، مشکلات فراوانی را روی هم انباشته و گره‌گشایی از چالش‌های پیش روی این نهاد زیر بنایی را با پیچیدگی‌های فراوانی روبه‌رو کرده و این دو مشکل تاریخی را بزرگ و بزرگ‌تر کرده است. اما کار را باید از یک جایی شروع کرد. اگر عزم آبادانی هست، آواربرداری را باید از گوشه‌ای آغاز کرد. اگر قصد رفتن هست، باید از نقطه‌ای راه افتاد.
با وجود بی مهری‌های فراوانی که در طول تاریخ آموزش و پرورش، معلمان بر خود دیده‌اند اما هرگز از اصلاح امور و بهبود اوضاع نومید نبو‌ده و خواسته‌های خود را در ادوار مختلف به اشکال گوناگون و البته به‌صورت منطقی و خردمندانه مطرح کرده و خواستار تغییر و تحول شده‌اند. لازم به ذکر است که با توجه به جایگاهی که معلمان در درون نظام تعلیم و تربیت دارند، بیش از هر کس دیگری نسبت به کاستی‌ها و چالش‌های پیش روی آموزش و پرورش واقف بوده و انتظارات و مطالباتی که از دولت دوازدهم دارند بسیار ساده و روشن و کاملاً معقول و منطقی و واقع بینانه و خیرخواهانه است.
معلم ها فقط به دنبال خواهش‌های مادی و رفاهی و شخصی نیستند بلکه انتظارات آنها گستره‌ای از خواسته‌های صنفی و مطالبات ملی را در برمی‌گیرد که تحقق آنها تامین کننده منافع ملی است. به عبارت دیگر، معلمان ضمن اینکه خواستار حل مسئله معیشت خود و تأمین زندگی شرافتمندانه از رهگذر شغل خود هستند، خواهان آموزش رایگان برای همگان، فقر زدایی از آموزش و پرورش، تدارک فضا و محتوای آموزشی غنی و خواستار فرایند تربیتی کارآمد و دارای بروندادهای مفید و  مقبول جامعه هستند.
اگر بخواهیم انتظارات معلمان از دولت دوازدهم را فهرست کنیم، برخی از آنها به شرح زیر خواهد بود:
1) توجه به اقتصاد آموزش و پرورش و تعریف و تعیین منابع مالی پایدار برای این نهاد زیربنایی و رها کردن آن از طفیلی گری؛ این ستم بزرگی به فرزندان مان است که زیر چتر دستگاهی تربیت شوند که طفیلی نهادهای دیگر و خیرین و اولیا باشد.
2) توجه ویژه به بهبود معیشت معلمان به عنوان رهبران آموزشی و تاثیرگذارترین عنصر فرایند تربیت
معلمی، در عین حال که «عشق» و «هنر» است،«شغل» نیز هست؛ شغلی عاشقانه و عارفانه. شاغلان این عرصه شایسته آنند که جامعه، بهترین ها را بر پای شان بریزد و بهترین ها را از دستان شان بستاند.
3) تعریف بیمه درمانی کارآمد.
4) پرداخت به روز مطالبات.
لازم به ذکر است که سالیان سال است معلمان حق التدریس و بازنشسته دستمزد و پاداش پایان خدمت خود را با تاخیرهای بسیار طولانی دریافت می‌کنند و ارزش مطالباتشان به‌واسطه تعویق چندین ماهه و حتی چندین ساله از بین می‌رود. چه بسیار معلمانی که سالها انتظار می‌کشند و حتی عمرشان وفا نمی‌کند تا طعم و حلاوت مطالبات دیون رفتهء خود را بچشند!
5) به محیط زیست و مدیریت منابع آب اهمیت دهد. بخشی از برنامه درسی به این موضوعات اختصاص داده شود.
6) دروس مهارت محور را گسترش دهد. برای این منظور لازم است آزمایشگاه ها و کارگاه‌های مدارس احیا شوند. مسئولین آزمایشگاه ها و کارگاه ها برای احیای جایگاه فعالیت‌های علمی- عملی و تلفیق آموزش با تجربه به مدارس برگردند.
7) دست دلالان کنکور و تجّار آزمون‌های نتیجه محور و سودجویان و دکانداران این عرصه را از مدارس کوتاه کند. ناگفته نماند که ضربهء نهایی را همین تجاری سازی آموزش و ترویج مدرک گرایی بر پیکر دستگاه تعلیم و تربیت وارد می‌کند و زندگی مدرسه‌ای فرزندان ما را مختل می‌نماید و کودکانگی شان را از آنان می‌ستاند و رویکرد «آموختن برای زیستن» را دچار چالشی غم انگیز می‌کند.
8) همسان سازی حقوق بازنشستگان با شاغلین. بازنشستگان امروز همان آموزگاران دیروز‌اند که روزگار جوانی و طراوت و سلامت خود را خرج آموزش و‌پرورش کرده‌اند و شایسته آنند که در دوران پس از خدمت احساس خود ارزشمندی و مسرت کنند.
9) معلمان در تصمیم‌گیری‌ها و سیاست‌گذاری‌های آموزشی و تربیتی به‌خصوص در تدوین محتوای کتب درسی مشارکت داده شوند.
10) جهاد مدرسه سازی و توسعه فضاهای آموزشی با رویکرد فراخ سازی فضاهای آموزشی در دستور کار دولت باشد. طوری که دانش‌آموزان از سرگردانی در مدارس دونوبته و پاره وقت رهایی یابند. در دو نوبت و در ساعات مناسب و اوقاط پر نشاط در مدرسه حضور یابند؛ ساعت 9 تا 12:30 بهترین ساعات روز برای تشکیل دو جلسه آموزشی است. حتی می‌توان ساز و کاری تدارک دید که دانش‌آموزان ناهار خود را همراه با معلمان‌شان در مدرسهء محل تحصیل تناول کنند و بعد از استراحتی کوتاه، از ساعت 14 تا 17 دو جلسهء آموزشی پر بازده دیگر را تجربه کنند.
11) معضل تراکم دانش‌آموز در کلاس‌های درسی باید با توسعه فضای آموزشی و تامین آموزگار مورد نیاز برطرف شود. متصدیان وزارت آموزش و پرورش باید نسبت به این قضیه توجیه شوند که در محاسبات و برآوردها، واحد شمارش دانش آموزان را «نفر»! در نظر بگیرند.
آنچه از مشاهدهء آمار و ارقام استنتاج می‌گردد این است که مسئولان و متصدیان محترم کاملا نگاه کمی‌ نسبت به تمام شئونات آموزش و پرورش دارند و حتی انسان و مسائل انسانی را همانند امکانات فیزیکی مدارس در عدد و رقم خلاصه می‌کنند؛ اینکه برای 500 دانش آموز یک معاون آموزشی تخصیص داده می‌شود، یا هر چهل دانش آموز در یک کلاس محقر سازماندهی می‌شوند و یا برای هر دو یا حتی سه دانش آموز یک میز و نیمکت نیم متر مربعی در نظر گرفته می شود، با منطق تعلیم و تربیت منافات دارد.
12) مراکز و دانشگاه‌های تربیت معلم را احیا یا دانشکده‌های تربیت معلم در دانشگاه‌های کشور ایجاد کند.
13) از تعداد مواد آموزشی و از تعدد کتب درسی بکاهد. تنوع مواد درسی را به موارد معدودی که کاربردی هستند محدود کند. به ارائهء آن دسته از مواد آموزشی که لازمهء ایجاد و گسترش بینش علمی‌و مهارت عملی‌اند اکتفا کند و ارائه «معارفِ مهارت محور» و تدارک «بسته‌های معرفتی- مهارتیِ مورد نیاز زندگی» را در دستور کار آموزش و پرورش بگنجاند. بدون تردید، شهروند دانا و ماهر و مولد و کارآفرین، مجال کجروی و جدال با دیگری نخواهد داشت و راه راست خواهد پیمود و به جامعهء خویش خدمت خواهد نمود.
14) حرمت آموزه‌های دینی را با ارائهء مناسب آنها پاس بدارد. فزونی مقدار این آموزه‌ها در برنامه درسی عوارضی دارد که نباید نادیده گرفته شود؛ بدیهی‌ترین عارضه آن، کاهش عطش دانش‌آموزان نسبت به شعائر مذهبی و جستجوی حقیقت دین است.
15) آموزش رایگان برای همگان جزء اولین اولویت‌هایش باشد. پروسهء پولی سازی آموزش و واگذاری آن به افراد سودجو را متوقف کند. در اعطای مجوز مدرسه به مؤسسین مدارس غیر دولتی ضمن در نظر گرفتن شایستگی‌های علمی‌و تخصصی موسس، تمام استانداردهای مکان مورد نظر را مد نظر قرار دهد و به هر دالان و دخمه‌ای جواز تأسیس مدرسه داده نشود.
16) چاپ کتب درسی ماندگار:  گفته می‌شود که «به طور متوسط، سالانه حدود 130 میلیون جلد کتاب درسی توسط وزارت آموزش و پرورش برای دانش‌آموزان به چاپ می‌رسد که بخش قابل توجهی از مصرف کاغذ کشور را به خود اختصاص می‌دهد. بر اساس آمارهای منتشر شده، کاغذ مورد نیاز برای کتاب‌های درسی وزارت آموزش و پرورش بین 20 الی 50 هزار تن در سال برآورد شده‌ که بنا به اعلام مسئولین، حدود 60 درصد آن از طریق واردات تامین می‌شود. با این حال، عمده کتاب‌های درسی با پایان سال تحصیلی به عنوان زباله دور ریخته می‌شود! به دلیل تغییرات سالانه‌ای که در محتوا و ساختار کتاب‌ها اعمال می‌شود، حتی در صورت نگهداری خوب نیز عملاً در سال تحصیلی بعدی قابل استفاده نیستند.
از تقسیم عدد 130 میلیون بر 13 میلیون (تعداد تقریبی دانش آموزان کشور) به عدد 10 می‌رسیم که همانا تعداد متوسط کتب درسی برای هر دانش آموز در یک سال است. اگر بتوانیم طی تُنک سازی و وجین کردن مواد درسی (کاهش تعداد مواد آموزشی)، تعداد متوسط کتب درسی برای هر پایه تحصیلی (یا هر دانش آموز) را به 7 جلد تقلیل دهیم، چاپ سالانه کتاب درسی از 130 میلیون جلد به 90 میلیون جلد کاهش خواهد یافت. به این ترتیب علاوه بر کمک به حفظ محیط زیست و صرفه جویی ارزی ناشی از کاهش واردات کاغذ به کشور،  می‌توان مبلغ ریالی حاصل از صرفه جویی در این بخش را برای ارتقاء استانداردهای آموزشی به کار گرفت. چاپ کتابهای درسی ماندگار و چند سال مصرف، گامی‌بزرگ در راستای حفاظت از جنگل‌ها و گسترش فضای سبز و اقدامی‌در راستای حل مسائل زیست محیطی است.
17) مسائلی هم در مورد اجرای طرح نپخته و ناآزموده 6- 3- 3 وجود دارد که باید دولت دوازدهم آنها را مورد توجه جدی قرار دهد.
اول اینکه با اجرای طرح ناآزموده 6 -3 -3 ، مدارس ابتدایی با کمبود شدید فضای آموزشی جهت پذیرش دانش آموزان پایهء ششم خود مواجه شدند و برای تشکیل کلاس، به انباری ها و زیر زمین‌های تنگ و تاریک و نمور پناه بردند و نمازخانه ها را پارتیشن بندی کردند و کلاسهای 45 نفره و 50 نفره تشکیل دادند! این مشکل با گذشت 4 سال از اجرای شتابزدهء این طرح ناپخته و نارس هنوز هم پابرجاست. لذا یک ردیف بودجه‌ای ویژه لازم است تا این معضل بطور ویژه حل شود.
دیگر اینکه با اجرای شتابزده همین طرح خام و ناپخته و ناآزموده، مدارس ابتدایی با کمبود شدید آموزگار مواجه شدند و در اولین سال اجرای آن برخی از کلاس‌های درسی ماه‌ها بدون معلم ماندند و مسئولین وقت برای حل مشکلی که خود درست کرده بودند، افراد آموزش ندیده و غیر متخصص را جذب و استخدام کردند، دفترداران و سرایداران محترم را بدون دارا بودن شرایط علمی‌و فنی لازم جهت تدریس و اداره کلاس،

به کلاسهای درسی فرستادند! لازم است این قبیل افراد شناسایی و آموزش داده شوند.

18) از دولت دوازدهم انتظار می‌رود که شهامت زدودن سایه سیاست و ایدئولوژی را از سپهر آموزش و پرورش داشته باشد. تحجر را از سپهر آموزش و پرورش کنار زند؛ مشکل ما فقط جاماندن از رویکردهای نوین آموزشی و پرورشی نیست بلکه مسأله بزرگ و دست و پا گیر، چیرگی تحجر بر فضای آموزش و پرورش است. درد این است که تربیت ما حتی واپسگرایانه هم نیست و‌ای کاش بود!‌ای کاش روش‌های تربیتی ما همان روش‌های قدیمی‌پدران مان بود؛ اگر چنین بود، حداقل می‌توانستیم نیروی کارِ مقبول در مزارع و صنایع را تربیت کنیم که نتوانسته‌ایم!

ما در عرصه تربیت، نه سنتی هستیم نه مدرن. هنرمان تلفیق روش‌های تربیتی متحجرانه و آرمان‌گرایانه و محافظه کارانه و عوام فریبانه با یکدیگر است! از دولت دوازدهم انتظار می‌رود که سایه تحجر را از سپهر نهاد تعلیم و تربیت که پویاترین طیف جمعیتی کشور را در خود گرد هم می‌آورد، دور سازد.

19) آموزش و پرورش یک طرح ملی مقبول عامه است که باید برنامه‌هایش را درست اجرا کرد. دولت دوازدهم بایستی به این مهم توجه ویژه داشته و از طرح باران کردن این طرح ملی جلوگیری و افراد شهرت طلب و جاه طلب را از پیاده کردن طرح‌های من درآوردی منع کند و اجازه ندهد چنین افرادی خواب و رؤیا و تخیلات خام خود را در قالب بخشنامه و دستورالعمل به مدارس گسیل ‌دارند و نامشان را طرح بگذارند و عوامل اجرایی مدارس را سر کار ‌گذارند.

گفتنی است که چند سال پیش و قبل از اجرای شتابزده طرح ناپخته و ناآزمودهء 6 -3- 3، طرح مدارس قرآنی به دستور وزیر وقت به مدارس داده شد در حالی که طرح قابلیت اجرایی نداشت و فقط به آموزش و پرورش هزینه تحمیل کرد. همزمان با آن طرح هوشمند سازی مدارس هم به جریان افتاد و بدون اینکه کسی تعریفی درست از مدرسه هوشمند ارائه دهد آن را به مدارس تحمیل کردند و موجب یغما رفتن سرمایۀ نداشتهء مدارس بدست دلالان آن بازار نو گشوده شدند.

از دولت دوازدهم انتظار می‌رود علاوه بر خودداری از ارائه و اشاعه چنین طرح‌های بی سرانجامی، تفحصی در خصوص کمیتّ و کیفیت اجرایی شدن آنها انجام دهد.

20) چندی است که از آموزش تلفیقی نیز سخن به میان آمده و وزیر محترم آموزش و پرورش از تألیف کتب درسی تلفیقی حرف زده است. وی دلیلی که برای اجرای این طرح اقامه کرده این است که از حجم کتب درسی کاسته شود. مثلا کتب علوم و ریاضی در یک مجلد تجمیع شوند. از دولت دوازدهم تقاضا می‌شود که در این یک مورد دست نگه دارد.

در این طرح، از ایستگاه‌های مهارت‌آموزی هم سخن رفته است که حرف بسیار خوبیست و اگر قرار است چند اتفاق خوب در آموزش و پرورش بیفتد، یکی از آنها همین است. لذا انتظار می‌رود فضا و امکامات لازم برای ایجاد ایستگاه‌های مهارت آموزی در مدارس مهیا شود و این مهم زمانی محقق می‌شود که فضاهای آموزشی فراخ به حد کافی در کشور وجود داشته باشد.

کلمات کلیدی
shareاشتراک گذاری

نظرات شما